فتیله :
http://www.bardsirfitile.blogfa.com
گروه چهره نما-فیتیله جمعه تعطیله-
اول آبانماه هشتادوهفت در بردسیر برنامه اجرا می کند.
این برنامه با حمایت دفتر امام جمعه -فرمانداری-شهرداری-
آموزش وپرورش واداره فرهنگ وارشاد اسلامی برگزار میگردد.
بزودی بلیط این برنامه درمدارس و باجه های سطح شهر بفروش میرسد.
پیامک این برنامه:۳۰۰۰۹۹۰۰۱۲۰۰۸۰

یك استكان یاد خدا
شیطان اندازه یک
حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من
***
طعم دهانم تلخ ِتلخ است
انگار سمی قطره قطره
رفته میان تار و پودم
این لکه ها چیست؟
بر روح ِ سرتاپا کبودم!ای وای پیش از آنکه از این سم
بمیرم
باید که از دست خودت دارو بگیرم
ای آنکه داروخانه ات
هر موقع باز است
من ناخوشم
داروی من راز و نیاز است
چشمان من ابر است و هی باران می آید
اما بگو
کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟
***
شب بود اما
صبح آمده این دورو برها
این ردپای روشن اوست
این بال و پرها
***
لطفت برایم نسخه پیچید:
یک شیشه شربت، آسمان
یک قرص ِخورشید
یک استکان یاد خدا باید بنوشم
معجونی از نور و دعا باید بنوشم
برگرفته از سایت کلوب

بنام آفریننده زیبایی ها
از کوچکی یاد گرفته بودم گه هر وقت نام امام زمان میاد مثل وقتی که معلم مدرسه مان میاد توی کلاس به خودم بر پا بدم
حتی بعضی وقت ها توی تنهایی خودم و زمانی که به اون فکر می کردم....
....بعضی وقت ها توی تنهایی هم خودم رو ملزم به بر پا کردن میدونستم !
همیشه توی دلم از اون می ترسیدم ! ترسی مملو از احترام !
اون کیه که همه به نامش بلند می شند ؟
راستش همیشه هم برام سوال بزرگی بود ...
اون کیه که اینقدر عزیز هست ....
براش بزرگترین جشن تولد رو میگیریم ، با آوردن اسمش توی زنگ دینی و هر جای رسمی و غیر رسمی بر پا می دیم ، صلوات می فرستیم و ....
بعدها که جسورتر شدم یک روز از معلم دینی پرسیدم :
- امام زمان کیه
-گفت امام منتظر!
- گفتم منتظر چی ؟
- گفت منتظر ظهور !
- گفتم که بیاد چی کار کنه ؟
- گفت تا بیاد جهان رو از ظلم و نابرابری نجات بده !
.....با نارضایتی خودم رو به کناری می کشاندم و می گفتم این چه جور امام منتظری هست ! خدا سال منتظره تا دنیا غرق کثافت بشه بعد بیاد اون رو درست کنه....
خوب همین امروز بیا و کار رو برای خودت سخت تر نکن ....
تا دست روزگار من رو با یک نوشته آشنا کرد...
.....انتظار مذهب اعتراض
فلسفه امام منتظر و فلسفه منتظران صالح !

|
نيكي و بدي |
|
لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهاي آرمانياش را پيدا كند. روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرحهايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود. كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد. وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم! "مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند." |